تبليغاتX
دلنوشته های ساناز و امیر
خواهد که سرآید شب هجران تو یا نه!

سلامممممممممممم به همه ی دوستای گلم

به تمام اونایی که تو این 1.2 سال با من بودن

عیدتونم مبارک

این پست بهترین پستمه چون یه  چیزی می خوام بگم که سالهل منتظرش بودم

از طرفیم خیلی سختو بد چون اخرین پستمم هست

می دونید اخه 14 ماه رمضون تولد امام حسن مجتبی  مامان امیر .خانوما اومدن خونمون برای خواستگاری  وما نا الان کارا و تحقیقارو انجام دادیم

امروزم روز عید فطر اومدن خواستگاری و مهریه معلوم شدو برای دفعه ی بعد میان واسه بعله برون خلاصه قضیه ی ما هم تموم شد باورتونننننننن می شههه

می دونین چقدر شما دوستای گلم واسم دعا کردین

من واقعا ممنونتونم

من اینجا از تمام دوستای گلم تشکر می کنم

مثل کلوچه جونم . مثل دختر شنی. مثل راحیل گلم. ونفیسه جون دوست عزیزم.مثل داداش معین. مثل داداش جمشیدم.مثل تمام تمام کسایی که تو پیوندام هستن

من واقعا دوستون دارم

بچه ها فکرشو کنید منو امیر داریم به هم می رسیممممممم

وای خدای مننننن من نوکرتم به  مولا

نمی دونم چی بگم اخرین پستمه دل کندنم سخته

شما برام بهترین دوست بودین از همتونم بابت تمام کامنتایی که گزاشتین ممنوونم

واقعا گلین

من همتونو دوست دارم

برای همتونم ارزوی خوشبختی و موفقیعت می کنم

ولی نمی دونین امیر قشنگم تو کت شلوار چقدر دوست داشتنی شده بود وای دلم می خواست می پریدم بوسش می کردم مامان بابا ش چقدر خوشحال بودن و قربون صدقم می رفتن

همشون خیلی خوبن

دوستای گلم برامون دعا کنین

خداحافظی سخته اما باید بگم خیلی دوستون دارم عزیزااااا

منو حلال کنین

خداحافظ

 

زندگی صحنه ی زیبای هنرمندیه ماست

هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم ان است که مردم  خو بسپارند به باد!!!

+ نويسنده دوشنبه سی ام شهریور 1388

ساعت 0:55

توسط ساناز |

سلام به تمام دوستای گلم

نماز روزهاتون قبول باشه خوبین؟

امیدوارم تو این ماه رمضون ادم شده باشیم اگرم نشدیم پس تواین سه شب قدر ادم بشیم

خدایا ازت می خوام تواین شبای قدر سرنوشت ۱ سالمونو خوب رقم بزنی

خدایا خیلی نوکرتم به مولااااااااا

فقط خواستم این شبارو اگه از یادمون رفته یادمون بندازم

تو این شبا برا منم دعا کنین

خداحافظ

شب قدر است و ما قدری نداریم

 

+ نويسنده چهارشنبه هجدهم شهریور 1388

ساعت 1:12

توسط ساناز |

سلام خوبید؟

ممنونم که بهم سر می زنید

ماه مبارک رمضان و به همه ی روزه گیرا تبریک میگم

خدارو شکر می کنیم که اماه در سال داریم تا بتونیم به خدا تو این ماه نزدیکتر بشیم

خدایااااااا بزرگیتو شکر

من و امیرم خدا رو شکر هستیم زیر سایه ی این اسمون

راستی وبمم ۱ ساله شدااااااا

فقط برامون خیلی دعا کنین

خدا حافظ

با پست های بهتر بعدی منتظرمون باشین

نمی دانم چرا رفتی شاید خطا کردم!

و تو بی انکه فکر چشمان من باشی.نمی دانم کجاو تا کی و برای چه ولی  رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید  وبعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد.

بعد از رفتن تو اسمان چشمانم خیس باران شد. وبعد از رفتنت انگار حس کردم من بی تو تمام هستیم رااز دست خواهم داد کسی حس کرد من بی تو در لحظه هزار بار خواهم مرد!

و بعد از رفتنت بغض تلخی را حس کردم کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد  و من با انکه می دانم یاد مرا با عبور خود نخواهی برد  هنوز اشفته ی چشمان زیبای تو ام برگرد ببین که سر نوشت انتظار من  چه خواهد شد .

و بعد از این همه طو فان  و وهم وپر سش و تر دید کسی از پشت  قاب پنجره ارام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی وفا یی ها  بگو  در راه عشق و انتخا ب ان خطا کردم و من در حالتی  ما بین اشک و حسر ت و تردید  کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است  من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس  بغض کوچک یک ابر  نمی دانم چرا؟

شا ید به رسم و عاد ت پروانگیمان باز  برای طراوت ملندن باغ قشنگ ارزو هایت دعا کردم.!!!!

+ نويسنده چهارشنبه یازدهم شهریور 1388

ساعت 1:18

توسط ساناز |

سلام  خوبین؟

این اپم فقط اینه که می خواستم بگم

الان بیشتر از همیشه احتیاج به دعا دارم

فقط برام دعا کنین

جبران می کنم

بای

+ نويسنده چهارشنبه چهارم شهریور 1388

ساعت 1:15

توسط ساناز |

سلااااااااااااااااااااااااااممممممممم خوبیننننن؟

خیلی خوشحالم چون امیر و دارم چون ۱ نفس هنوز می ره و میاد تا بتونم ۱ روز دیگم پیش امیرم باشم تا بتون کنارش باشم و بهش افتخار کنم تا بتونم وجودش و احساس کنم حتی از راه دور و پشت تلفن

خدایا شکر که این عشق و انداختی تو این دلم اونم عشق به امیر

خدایا ازت می خوام امیریمو همیشه سالم و سلامت نگه داری خدایا ازت می خوام همیشه مراقب امیریم باشی و تنهاش نزاری خدایا امیریم و همیشه همین جور عاشق نگه دار اونم فقط عاشق به من

نمی دونم یه نقاشی با سرامیک شکسته کشیدم کار انتزاعی (ذهنی)اسمشم نیایش با خداست

عکسشم گزاشتم قشنگه؟

اونروزم بعد از ۲ سال دیپلوممو اماده کردن رفتم با امیریم گرفتم

خدایا کمکمون کن ما فقط تو رو داریم

خدایا چرا نباید امیریم پیشم باشه من امیر می خوامممم خدایا امیر خیلی خسته شده نمی دونم باید چیکار کنیم

فقط تنهامون نزار

برامون دعا کنین

بای

ارزو دارم دلت از

غصه ها خالی شود

سهم تو از زندگی

۱ عمر خو شحالی شود.

 

+ نويسنده جمعه بیست و سوم مرداد 1388

ساعت 1:4

توسط ساناز |